قرآن
درباره اوقات نماز خداوند در آیه 114 هود و سوره 11 میفرماید:
نماز را در دو طرف روز و پاره ای از شب بر پا دار...
منظور از دو طرف روز ظاهراً قبل از طلوع و بعد از غروب خورشید میباشد. یعنی نماز صبح و مغرب.
و در آیه 78 بنی اسرائیل (اسراء) سوره 17 میفرماید:
نماز را از غروب خورشید تا تاریکی شب و سپیده صبح بخوان...
در این دو آیه نماز بصورت صلوة، آمده است.
آیه 130 طه سوره 20 میفرماید:
... قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب آن و قسمتی از شب و اطراف روز با ستایش خداوندت او را تسبیح بگو ...
آیه 39 و 40 ق سوره 50 میفرماید:
... قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب و قسمتی از شب و بعد از سجده ها با ستایش خداوندت را تسبیح بگو.
آیه 40:55 سوره مومن (غافر) میفرماید:
... برای گناهت طلب آمرزش کن و شب و صبح با ستایش، خداوندت را به بزرگی یاد کن.
آیه 48 و 49 طور سوره 52 میفرماید:
... وقتی بلند میشوی و قسمتی از شب و موقع ناپدید شدن ستارگان خداوندت را تسبیح بگو.
آیه 41 و 42 احزاب سوره 33 میفرماید:
ای افراد باایمان خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب او را بپاکی ستایش کنید.
آیه 17 و 18 روم سوره 30 میفرماید:
خدا را موقعی که روز را به شب و شب را به روز میرسانید بپاکی یاد کنید
و شب و ظهر در آسمان ها و زمین ستایش به خدا اختصاص دارد.
منظور از تسبیح خداوند او را به بزرگی و پاکی یاد کردن است.
بعضی از این تسبیح گفتن ها بعداً بصورت نماز درآمده است.
حمد یعنی ستایش خدا در موقع ظهر هم بعداً بصورت نماز ظهر درآمده.
خداوند در آیه 103 نساء سوره 4 میفرماید:
...نماز در اوقات معینی بر افراد باایمان واجب شده.
نماز برای این واجب شده که انسان بیاد خدا و روز قیامت (روز جزا) باشد و کار زشت و ناروا نکند.
چون خداوند در آیه 45 عنکبوت سوره 29 میفرماید:
آنچه از قرآن به تو وحی شده بخوان و نماز را بپا دار. چون نماز از کارهای زشت و ناپسند جلوگیری میکند. مسلماً یاد خدا بزرگتر است...
پس نماز برای این واجب شده که انسان بیاد خدا و روز قیامت باشد و کار زشت و ناروا نکند.
بنابراین مسلمان باید بداند که برای این منظور نماز میخواند نه اینکه خدا به نماز او احتیاج دارد و نماز برای انسان سازی است
و مطابق ابتداء آیه بهتر است فرد مسلمان قبل از نماز مقداری قرآن بخواند.
تا از دستورها و نظرهای خداوند اطلاع پیدا کند.
اگر عربی نمیداند باید ترجمه قرآن را به این منظور بخواند.
خداوند در آیه 20:14 طه به موسی (ع) میفرماید:
نماز را برای اینکه بیاد من باشی بر پا دار.
درباره ذکر نماز خداوند در آیه 17:111 سوره اسراء (بنی اسرائیل) میفرماید:
بگو ستایش (بزرگداشت) فقط برای خدائی است که فرزندی ندارد و در فرمانروائی هم شریکی ندارد
و ضعیف نبوده که احتیاج به مددکاری داشته باشد و او را هرچه بیشتر بزرگ دار.
آیه 9 جمعه سوره 62 میفرماید:
ای افراد باایمان، وقتی ندای نماز جمعه داده شد به نماز بشتابید و خرید و فروش را رها کنید.
اگر علم داشته باشید متوجه میشوید که اینکار بنفع شما است.
چنین تاکیدی در مورد نمازهای دیگر نشده.
درباره نماز قصر: نماز شکسته آیه 4:101 سوره نساء میفرماید:
وقتی در سفر هستید، اگر میترسید که کافران صدمه ای به شما بزنند اشکالی ندارد که از نماز خود کم کنید (نماز را شکسته بخوانید)
چون کافران دشمن آشکار شما هستند.
می بینیم که این نماز، نماز خوف، نماز ترس از حمله دشمنان است نه نماز سفر که بعد بخواهند مقدار مسافتی که باید طی شود محاسبه شود.
آیه 4:102 هم نماز پیغمبر (ص) را در موقع جنگ بیان میکند.
آیه 43 بقره سوره 2 میفرماید: نماز را بپا دارید و زکات بدهید و با رکوع روندگان به رکوع بروید.
و آیه 77 حج سوره 22 میفرماید:
ای افراد باایمان رکوع و سجده کنید و خداوندتان را بندگی (اطاعت محض) کنید و کار خوب بکنید تا رستگار شوید.
آیه 53:63 سوره نجم هم میفرماید:
خدا را سجده و عبادت کنید.
آیه 98 حجر سوره 15 میفرماید:
با ستایش خداوندت او را تسبیح کن و از سجده کنندگان باش.
آیه 17:110 سوره اسراء (بنی اسرائیل) میفرماید:
... نمازت را بلند نخوان آهسته هم نخوان، حالتی بین این دو حالت را داشته باش.
ولی بجای اجراء این دستور بعضی نمازها را بلند میخوانند و بعضی آهسته.
آیه 74 واقعه سوره 56 میفرماید:
بنام فرمانفرمای بزرگت تسبیح بگو.
که در رکوع گفته میشود و آیه اول سوره اعلی سوره 87 میفرماید:
بنام فرمانفرمای بلند مرتبه ات تسبیح بگو.
نام خداوندت را منزه و پاک ساز که در سجده گفته میشود.
راز نماز در نهج البلاغه
|
در نمازم خم ابروى تو با یاد آمد *** حالتى رفت که محراب به فریاد آمد
حافظ
سخن از راز نماز در نهج البلاغه و رابطه این فریضه بزرگ الهى با على علیه السلام، پیشواى عظیم الشأن ما و گوینده نهج البلاغهاست، که یکى از جالب ترین مباحث این کتاب با عظمت را تشکیل مى دهد. نماز، نخستین حکم الهى بود که چند روز پس از بعثت پیغمبر خاتم، حضرت محمد بن عبد اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم توسط جبرئیل امین از جانب خداوند صادر گردید و پیغمبر با تعلیم پیک وحى، آن را معمول داشت. بدین گونه که پیک وحى الهى، جبرئیل امین، چند روز بعد از آن که پیغمبر به مقام نبوّت رسید، براى دومین بار بر آن حضرت نازل گردید و آبى از آسمان آورد و طریقه وضو گرفتن و نماز گزاردن و رکوع و سجود را به پیغمبر آموخت.
بنا بر این، نماز این فریضه بزرگ الهى و عالیترین فرمان خداوند عالم که بهترین حالت یک انسان با ایمان و بنده خدا در پیشگاه الهى است، نوبر احکام اسلام است و از همین جا نیز باید قدر آن را دانست و به اهمیت آن پى برد. نکته جالب توجه اینست که پس از پیغمبر، نخستین کسى که از مردان آن را به پا داشت على علیه السلام و آنهم در سن نه سالگى بود که در خانه پیغمبر به سر مى برد و چون پیغمبر وضو گرفت او نیز وضو گرفت و همین که رسول خدا به نماز ایستاد، آن وجود مقدس هم در آن سن و سال، پشت پیغمبر (ص) خدا ایستاد و در پشت سر على علیه السلام هم تنها خدیجه بود که به عنوان اولین زن به نماز ایستاد و باپیغمبر (ص) نماز جماعت گزاردند. و اولین اقامه نماز، هم به جماعت بود، جماعتى این چنین که پیغمبر (ص) در جلو و على پسر بچه نه ساله در پشت سر آن حضرت و خدیجه، همسر پیغمبر در پشت سر على (ع). مى بینید که على علیه السلام سراینده نهج البلاغه، چه رابطه اى با نماز، این دستور عالى آسمانى دارد که شش سال پیش از بلوغ و قبل از همه، آن هم در پشت سر پیغمبر (ص) و براى نخستین بار به عنوان وظیفه دینى که پیغمبر ختمى مرتبت از جانب خداوند مأمور به انجام آن شده است، آن را معمول داشت. پس على علیه السلام نخستین نمازگزار اسلام است
نماز در نظر على (ع ) به طورى که دیدیم على علیه السلام نخستین پیشواى معصوم و امام بر حق ما و نماینده خدا و جانشین بلا فصل حضرت ختمى مرتبت (ص) اولین نمازگزار اسلام است، آنهم شش سال قبل از بلوغ از این رو مى باید چنین انسان بى نظیرى، رابطه خاصى با نماز بزرگترین فریضه الهى، داشته باشد. على که در قبله مسلمین متولد شده، و در نه سالگى و به عنوان اولین پیرو اسلام و براى نخستین بار در پشت سر پیغمبر خاتم نماز گزارده، به طور قطع بیش از هر مسلمان دیگرى، قدر نماز، نخستین فریضه الهى، را مى داند و به آن اهمیت مى دهد. به طورى که نوشته اند، حال على علیه السلام به هنگام نماز چنان بود که در یکى از جنگهاى تیرى به پاى آن حضرت اصابت کرد و هر چه کردند نتوانستند آن را در آورند. چون خبر به پیغمبر دادند فرمود بگذارید على مشغول نماز شود سپس تیر را از پاى او در آورید زیرا على (ع) در آن هنگام، چنان محو تماشاى جمال حق است که کاملا از خود بى خود مى شود. چنین کردند و تیر را از پاى على (ع) در آوردند و او متوجه نشد، و زمانى به خود آمد که از نماز فراغت یافته بود، و آن گاه در خود احساس درد کرد: هر که محرابش تو باشى سر ز عشقت برندارد *** جان و دل بروى گمارد سر ز عشقت برندارد سعدى همچنین در یکى از شبهاى مخوف جنگ صفین «لیلة الهریز» که آتش جنگ برافروخته شده بود و از هر سو مانند باران تیر مى بارید، دیدند که على علیه السلام رو به قبله ایستاد و مشغول نماز شد. پس از نماز، پرسیدند یا امیر المؤمنین این چه وقت نماز خواندن بود و على (ع) فرمود: اصلا این جنگ براى چیست جز این است که مى خواهیم ظلم و فساد را ریشه کن کنیم تا نماز و احکام الهى چنانکه باید، اقامه گردد خوشا نماز و نیاز کسى که از سردرد *** آب دیده و خون جگر طهارت کرد حافظ
شهید محراب على علیه السلام، سراینده نهج البلاغه و قهرمان قهرمانان جهان، شاگرد لایق و تربیت شده پیغمبر اسلام است که فرمود: «نور چشم من نماز است.» على که در تمام دوران حیات پیغمبر اسلام همچون سایه دنبال رسول خدا بود، چگونه مى تواند به نماز تا آن حد که معمول مى داشت، اهمیت ندهد مگر او به تمام معنى مقلد پیغمبر خاتم نبود مگر نه اینست که در نهج البلاغه و در کردارش همه جا پیغمبر (ص) را اسوه و مقتداى خویش قرار مى دهد، و حاضر نیست سرموئى از گفتار و کردار پیغمبر (ص) تخطى کند آرى مولود کعبه و خانه زاد خدا و اولین نمازگزار اسلام و قهرمانى که در میدان جنگ و حساسترین لحظات زندگى، نماز را بر هر کار دیگرى ترجیح مى دهد و حاضر نیست لحظه اول وقت آن را که ثوابى چون دریا دارد به تأخیر بیندازد، سرانجام نیز در خانه خدا، مسجد کوفه و در محراب عبادت و به هنگام نماز با شمشیر زهرآلود، ضربت خورد و فرق مقدسش شکافت و با آن ضربت شربت شهادت نوشید. على (ع) در آن حالت، یعنى پس از ضربت خوردن، با فرق شکافته فرمود «فزت و ربّ الکعبة» به خداى کعبه که در آن متولد گردیدم و قبله مسلمانان جهان است، از این که مى بینم در خانه خدا نیز ضربت خوردم و شهید مى شوم، سرافرازم. در نمازم خم ابروى تو با یاد آمد *** حالتى رفت که محراب به فریاد آمد آرى، على (ع) آن مظهر تقوا و فضیلت، على، آن انسان ما فوق انسان، آن نمونه اعلاى آفرینش، پس از پیغمبر خدا و نمازگزار نخستین اسلام، آغاز کارش در خانه خدا بود، و پایان کارش نیز در خانه خدا به سر رسید. بدین گونه، على علیه السلام در جهان اسلام نخستین شهید محراب است .
نهج البلاغه و نماز امیر المؤمنین على علیه السلام در نهج البلاغه در موارد عدیده اى از نماز، این فرمان بزرگ الهى و محبوب مورد علاقه اش که براى هیچ عملى بمانند آن ارج نمى نهاد، سخن به میان آورده و اهمیت آن را یادآور شده است. 1- از جمله در آغاز خطبه 199 که موضوعات مهم اسلامى را به اصحابش وصیت مى نماید و نسبت به انجام دادن آن ها سفارش مى کند، مى فرماید: نماز را چنانکه باید برپا دارید و در حفظ و اداى آن کوشا باشید، و هر چه بیشتر به جا آورید و به وسیله آن به خداوند تقرب جوئید، زیرا که خداوند در قرآن مى فرماید: نماز فریضه اى است که در وقت معین بر اهل ایمان واجب شده است. آیا پاسخ دوزخیان را نشنیده اید که وقتى طبق گفته خداوند در قرآن از آنها مى پرسند: «چه چیز شما را به دوزخ افکند» مى گویند: ما از نمازگزاران نبودیم. نماز، گناهان را مانند ریزش برگ درختان مى ریزد، و همچون رهایى چهارپایان از بند، انسان را رها مى سازد. رسول خدا- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- نماز را به چشمه آب گرمى تشبیه فرمود که بر در خانه مردى باشد و شبانه روز، پنج نوبت از آن شستشو کند، که در این صورت دیگر چرکى در بدن وى باقى نخواهد ماند. مقام و اهمیت نماز را مردانى از مؤمنین مى دانند که زینت کالاى دنیا و فرزندى که نور چشم انسان است، و ثروت و دارائى، آنها را به خود مشغول نمى دارد چنانکه خداوند در قرآن مجید فرموده است: مردانى هستند که تجارت و داد و ستد دنیا آنها را از یاد خدا و اقامه نماز و پرداخت زکات باز نمى دارد. با این که خدا، بهشت را به پیغمبر مژده داده بود از بس نماز مى گزارد، خود را به رنج انداخته بود، و در این کار نظر به این آیه شریفه داشت: خانواده ات را فرمان ده نماز بگزارند، و خویشتن نیز بر انجام آن شکیبا باش. از این رو پیغمبر هم خانواده خود را به انجام این فریضه بزرگ الهى وادار مى کرد و خود نیز با بردبارى به اداى آن مى پرداخت . 2- در عهدنامه اى که براى محمد بن ابى بکر نوشت و او را روانه مصر نمود تا فرمانرواى آنجا باشد، از جمله دستورهائى که به او داد فرمود: نماز را در اوقاتى که براى آنها تعیین شده به پاى دار و به خاطر این که بى کارى و فرصت و وقت دارى، پیش از وقت آن را به جاى نیاور، و به بهانه این که کار دارى، آن را به تأخیر نینداز و این را بدان که تمام کارهایت پیرو نمازت مى باشد . به طورى که مى بینید، مولاى متقیان و سرآمد نمازگزاران مسلمین به فرمانگزار جوان خویش محمد بن ابى بکر دستور مى دهد که نماز را چه افرادى و چه به جماعت بر هر کار دیگرى اعم از شخصى و کشورى و لشکرى مقدم بدارد و آن را در اول وقت ادا کند، و حق ندارد به بهانه کار یا گرفتارى آن را به تأخیر بیندازد، یا به دلیل این که کارى ندارد، پیش از وقت انجام دهد. بلکه باید طبق دستور خدا و پیغمبر عمل کند و به میل خود جلو و عقب نیندازد. 3- نیز در فرمان مشهور مالک اشتر که پس از شهادت محمد بن ابى بکر در مصر او را به فرمانروائى کشور باستانى مصر منصوب داشت و باید آن را جهان بینى على علیه السلام دانست، مى فرماید. هنگامى که برخاستى و خود را مهیا ساختى تا با مردم نمازگزارى، نماز را چندان طولانى مخوان که مردم را پراکنده سازى و سریع و تند هم مخوان که آن را تباه کنى. زیرا در میان مردمى که با تو نماز مى گزارند، کسانى هستند که علیل و بیمار و ناتوانند، یا گرفتارى و کار دارند. من از پیغمبر- صلى اللَّه علیه و آله- هنگامى که مرا براى تبلیغ اسلام به یمن مى فرستاد پرسیدم: چگونه با مردم نماز گزارم پیغمبر (ص) فرمود: با آنها مانند ناتوان ترینشان نمازگزار، و حال مؤمنین را رعایت کن . 4- در کلمات قصار آن حضرت در اواخر نهج البلاغه، آن پیشواى عالى مقام معصوم و برگزیده خدا، پنج حکم بزرگ الهى را بدین گونه توصیف مى کند: نماز وسیله تقرب و نزدیک شدن هر پارسائى به خداست، و حج، جهاد افراد ناتوان است. هر چیزى زکات دارد و زکات و پاک کردن بدن، روزه گرفتن است. جهاد زن هم خوب شوهر دارى کردن مى باشد 5- در نامه اى که به حارث همدانى از یاران نامدارش مى نویسد از جمله مرقوم مى دارد: در روز جمعه، مسافرت نکن تا بتوانى در نماز جمعه شرکت کنى، مگر این که کار واجبى (مانند جهاد) در راه خدا انجام دهى، یا به سراغ کارى بروى که شرعا معذور باشى. 6- در خطبه (131) از جمله مى فرماید پروردگارا من نخستین کسى هستم که به حق رسید و آن را شنید و پذیرفت. به طورى که جز رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله هیچ کس در نماز بر من پیشى نگرفت . 7- از همه جالب تر اینست که در شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان، لحظه اى پیش از آنکه جان به جان آفرین تسلیم کند، ضمن وصیت تاریخى خود به فرزندان گرامیش، امام حسن و امام حسین علیهما السلام از جمله مى فرماید: خدا را، خدا را که برپا داشتن نماز را از یاد نبرید، زیرا نماز ستون دین است . مى دانیم که امیر المؤمنین (ع) در اینجا به سخن پیغمبر (ص) نظر داشته که فرموده است: نماز ستون دین است که اگر پذیرفته شد، سایر اعمال نیز بتبع آن پذیرفته مى شود و اگر مقبول نیفتاد سایر اعمال دیگر بندگان هم مردود شناخته مى شود . نتیجه کلام این که على علیه السلام در شب قدر یعنى بهترین شبهاى سال، در حال نماز، ضربت خورد و در شب قدر هم با سفارش به اهمیت مقام نماز و دیگر ارکان اسلام، چشم از جهان ظلمانى فرو بست و روح بلند پروازش به ملکوت اعلا پرواز کرد. گوئى در آن حال، زبان دل نورانیش، به مضمون این ابیات لسان الغیب شیراز گویا بود: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبى من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب هاتف آن روز بمن مژده این دولت داد که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند آن شب قدر که این تازه براتم دادند مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند در پایان سخن، بسیار بجاست که رباعى زیبا و پرشور فیلسوف نامى و حکیم ربانى جلال الدین محقق دوانى را که از حکما و دانشمندان بلند آوازه اسلام در سده نهم هجرى و قبلا از علماى عامه بوده و در اواخر عمر، شیعه شده است بیاوریم و آن را هدیه شیفتگان مولاى متقیان على (ع) کنیم: اى مصحف آیت الهى رویت *** سرچشمه زندگى لب دلجویت محراب نماز عارفان ابرویت *** وى سلسله اهل ولایت
منبع: موسسه جهانی سبطین(ع) |
نماز...
ما را در سایت نماز دنبال میکنید
برچسب: نمازدرقرآن,
نویسنده: صالح مومن زاده
بازدید: 200
تاريخ: شنبه
7 بهمن
1391 ساعت: 1:40